16و17ماهگى عشقم با تاخير
سلام ,سلام به همه دوستان و به عشق من كياناى من ببخش منو با تا خير اومدم آخه انقده سرم شلوغ بود خوب از كارات بگم كه كلى شيطون شدى آتيش ميسوزونى كلى هم به من وابسته شدى بدتر از قبل جورى كه من باشم وجود هيچ كس برات اهميت نداره جالبه حتى بابات مامانت اين ماهم واكس دارى كه از الان مارو نگران كرده كه چى بكنيم با تو وروجك منو بيشتراوقات مامان ميگى يا زن دايى آخه بچه هاى عمه به من ميگن ضندايى تو هم ول كن نيستى تقريبا همه چيرو ميگى منظورتو ميرسونى عاشق لبو هستى خودتو به خاطرش ميكشى همه غذاهارو ميخورى الا مرغ اصلا دوست ندارى خوب من برم با عكسات برميگردم انشاالله
نویسنده :
راحله
19:24





